تقدیم به همه ی آنان که همیشه آخرین نفر بودند، آخرین انتخاب، و ای بسا که دیرترین انتخاب!
توُ لحظههای زردِ من، که تشنه بود و خسته بود
ثانیههای رُو به تو، یخ زده بود و بسته بود
من از سکوتِ چشم تو، مسافر ِزَمون شدم
گرچه از این حوالیام، غریب و بینشون شدم
آخر قصه یه نفر، میشه شریکِ کوچ ِباد
دِلو به دریا میزنه، میره و هرگز نمییاد
همیشه وقتی اومدی، که قصه ها تموم شدن
همیشه وقتی اومدی، که گریه ها حروم شدن
همیشه وقتی اومدی، که وقتِ رفتن ِمنه
تموم ِبُغض ِلحظهها میخواد دوباره بشکنه
تو اومدی، ولی چه دیر!...توُ فصل برگریز ِمن
نه! دیگه راهی نداره!... باید برَم عزیز ِمن
همیشه سقفِ آرزو، اندازهی ستاره نیست
فقط بدون؛ نیامدن، همیشه راهِ چاره نیست!
واسه عبور آخرم، بهانهی سفر،تویی
باید برم عزیزکم؛ که آخرین نفر، تویی!
در خانه ام، پنجره ای ست که تنها رو به تو باز می شود.
اهل بیابان، آشنای آفتاب است و سوزش و ریگ. دل داده ی آب است و تن خسته ی سراب. سوار بی یار است و سر، به دار. بیابانی، چُگور و چکامه دارد؛ نعره های اش هق هق ِعاشقی ست. دل گویه های اش را به توفان می گوی اد، رنج های اش را به باد.
کویریها، زادهی سلاماند و زایندهی قیام.
و چه تنهاست آن بیابانگرد، که در ازدحام خیابانهای شهر، به دنبال روستای عاشقی ست!
چراغ را خاموش کن! شب؛ خوش!
اتاق برای تنهایی و لبخند، به اندازهی کافی، تاریک است. نه من حضور نفسهای داغ تو را گم کردهام،...
الهی!
کسی را اسیر ناروا و تهمت نکن!
الهی!
کسی را غریب و رها در غربت نکن!
الهی!
دست دعا به سوی تو بر میدارم که جز تو در این غریبْخانه، کسی را ندارم.
تو رازهای پنهان میدانی و نامههای نهان، میخوانی؛
تو بر اسرار کینهای که در سینهها ست، آگاهی و بر اقرار سینهای که خالی از کینههاست، گواهی؛
تو مُهر مِهر بر زبانم میزنی،...
سلام ایلا!
تو که حرف میزنی، فکر میکنم که بهار آمده است. و من هِی بهانهی بوی عشق میگیرم و بوسه. بهانههای سادهی من، بهانهی سادهی زنده بودناند.
سلام زندهگی!
تو که میآیی، من مدام، فکر میکنم که مادرم اینجاست. با سینیی چای و لبخند. و نمیدانی که چه قدر دلام برای حضورش تنگ شده! و من به بهانههای سادهای زندهام. بهانههای سادهای از جنس دیدار!
سلام ساده!
دخترکم!
بابا برای صبح، خورشید آورده بود، اما گفتی هوای این خانه، عجیب ابری ست. بابا برایات، صبح، یک بغل بوسه و آفتاب آورده بود، اما گفتی اینجا، کلاغهای خزانزده، قناری گشتهاند.
دخترشادی!