تبليغاتX
این تارنویس تعطیل شده است. - همیشه وقتی اومدی

تقدیم به همه ی آنان که همیشه آخرین نفر بودند، آخرین انتخاب، و ای بسا که دیرترین انتخاب!

 

توُ لحظه­های زردِ من، که تشنه بود و خسته بود

ثانیه­های رُو به تو، یخ زده بود و بسته بود

 

من از سکوتِ چشم تو، مسافر ِزَمون شدم

گرچه از این حوالی­ام، غریب و بی­نشون شدم

 

آخر قصه یه نفر، می­شه شریکِ کوچ ِباد

دِلو به دریا می­زنه، می­ره و هرگز نمی­یاد

 

همیشه وقتی اومدی، که قصه ها تموم شدن

همیشه وقتی اومدی، که گریه ها حروم شدن

 

همیشه وقتی اومدی، که وقتِ رفتن ِمنه

تموم ِبُغض ِلحظه­ها می­خواد دوباره بشکنه

 

تو اومدی، ولی چه دیر!...توُ فصل برگ­ریز ِمن

نه! دیگه راهی نداره!... باید برَم عزیز ِمن

 

همیشه سقفِ آرزو، اندازه­ی ستاره نیست

فقط بدون؛ نیامدن، همیشه راهِ چاره نیست!

 

واسه عبور آخرم، بهانه­ی سفر،تویی

باید برم عزیزکم؛ که آخرین نفر، تویی!

+ نوشته شده در  86/08/09ساعت 5:56 قبل از ظهر  توسط آرش خیرآبادی